کارهایی که عسل مامان انجام میده (18 ماهگی)
سلام به هر نازنینی که این مطلب رو میخونه
آتنا جونم دنیای تو اینقدر رنگی و شیرین و قشنگه که نمی دونم از کجاش بنویسم.
هر روز کارای تازه و بامزه ای میکنی که من و بابایی کلی هیجانزده و ذوق زده میشیم. البته گاهی وقتا هم کلی میخندیم.
دوست دارم یه سری از این جور کارات رو توی دفتر خاطرات اینترنتیت به یادگار بنویسم. امیدوارم ذهنم یاری کنه تا بتونم همش رو به یاد بیارم.
هر وقت موبایل یا تلفن دستت میگیری خیلی جدی شروع میکنی به راه رفتن و صحبت کردن ( البته صحبت که نه فقط ادای صحبت در میاری ) ، گاهی هم تلفن رو میدی به ما و میخوای که ما هم حرف بزنیم.
بعضی وقتا احساساتی میشی و دستای کوچولوت رو میندازی دور گردن من و شروع میکنی به بوسیدن من، وای که نمیدونی اون موقع دلم میخواد درسته بخورمت
هر وقت بابا مهدی میخواد بره بیرون جلوتر از اون میری جلوی در می ایستی تا تو رو با خودش ببره
عاشق این کاری که یه ظرف پر از آب جلوت باشه تا باهاش آب بازی کنی
دوست داری غذات رو خودت بخوری، قاشقت رو خیلی با احتیاط بطرف دهنت میبری ولی هر بار فقط مقدار کمی از غذات توی قاشقت میمونه
بعضی وقتا موقع بازی شروع میکنی با خودت شعر میخونی (مثلاً شعر میخونی ) اینقدر بامزه و با آهنگ قشنگی این کارو میکنی که دلم میخواد گازت بگیرم
تا صدای آهنگ میشنوی شروع میکنی به نانای کردن
تا در یخچال باز میشه با سرعت نور خودت رو میرسونی و میشینی لبه یخچال و شروع میکنی به بازی کردن با خوراکی های داخل در یخچال، حالا بیا راضی کن خانوم خانوما رو که تشریف بیاره بیرون.
عاشق بازی کردن با وسایل داخل کابینت و کشوهای آشپزخونه هم هستی
تازگی ها اصلاً دوست نداری دستت یا لباست حتی یه کوچولو هم کثیف باشه، موقع غذا خوردن بارها مجبورم میکنی که دستاتو بشورم. دستای کوچولوت رو بالا میگیری و میگی دسیف ( یعنی کثیف شده )
ادامه دارد ........


کارهایی که عسل مامان انجام میده (18 ماهگی)
